خرید لباس خاتمی معصوم نبود و اشتباهاتی داشت/ آنان که خاک جنگ را نخورده‌اند، اظهار نظر نکنند

«» ـ برنامه شب گذشته «دیروز، امروز، فردا» با حضور دریابان علی شمخانی برگزار شد. البته هرچند با اخلاقی که از آقای شمخانی سراغ داریم، علی‌القاعده به دلیل نظامی بودنش قصد ورود به بحث‌های سیاسی روز را نداشته است، ولی به هر روی، با هدایت مجری محترم برنامه، روند بحث به سمتی پیش رفت که ناگزیر، آقای شمخانی البته با ظرافت و بدون این‌که به سمت خاصی بلغزد، همان اندیشه ناب بچه‌های جنگ را واگویه کرد.
اندیشه ناب بچه‌های جنگ که می‌گوییم، از آن روست که این نوع نگاه و اندیشه که متکی بر ولایت‌مداری عملی ـ نه شعاری ـ و با رعایت همه وجوه اخلاقی و اعتقادی است، متأسفانه پس از پایان جنگ تاکنون، هنوز نتوانسته است به طور کامل و متمرکز، سکان مدیریت اجرایی را در کشور بر عهده گیرد تا هنر خود را که تنها چشمه‌ای از آن در طول هشت سال دفاع مقدس و در خط مقدم جبهه به نمایش گذاشت، به منصه ظهور برساند و جالب آن‌که از تکنوکرات‌ها گرفته تا لیبرال‌های قایل به سیاست سمحه و سهله تا همین مدعیان شعاری کنونی، همه‌شان بدون استثنا، تنها کیسه بوکسی که برای فرافکنی و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن پیدا کرده‌اند، همین بچه‌های جنگ بوده‌اند.
گویی پیشانی‌نوشت آنان همین بوده است که روزی در کوران مبارزات علیه شاه برای پیروزی انقلاب، روزی برای دفاع از خاک و ناموس وطن و روزی هم برای عقده‌گشایی سیاسیون مدعی، ضربه‌گیری باشند تا علاوه بر وجودشان، آبروی خویش را نیز برای حفظ مصالح نظام در طبق اخلاص گذارند؛ بگذریم از این‌که مثلا جانیان آمریکایی در ویتنام، جنگ جهانی دوم، عراق، افغانستان و … هنوز که هنوز است در کشورشان به عنوان قهرمان ملی از بلندترین جایگاه‌ها برخوردارند و سربازان آلمانی و … نیز همین‌طور، ولی ما از سر بی اطلاعی و نیز دسیسه و خط‌دهی برخی افراد مغرض، آنان را به محاکمه می‌کشیم.
اما دیشب وقتی علی شمخانی از زاویه‌ای کاملا منصفانه، غیراحساسی و غیرسیاسی، بزرگترین مخالف خود و بچه‌های سپاه در آغاز جنگ را نقد کرد و صفت «خائن» را برای بنی صدر تا پیش از هم‌پیمانی‌اش با منافقین روا ندانست ـ البته با دلایلی که برشمرد و شاید مورد خدشه باشد ـ و او را پس از همگامی با جنایات منافقین مستحق صفت خائن عنوان کرد، همه دیدند که هر نقدی می‌تواند در دایره انصاف و اعتدال و به دور از هرگونه حب و بغض گروهی و سیاسی باشد و این در حالی است که بچه‌های جنگ در فاصله مدیریت سیاسی بنی‌صدر، بیشترین ضربات را از ناحیه وی متحمل شدند.
یا وقتی به عنوان مدافع سرسخت آرمان‌ها و دستاوردهای امام بزرگوار(ره) در مقابل تریبون یک جریان سیاسی خاص، از حیثیت و آبروی بچه‌های جنگ دفاع کرد و راه را بر تفرقه‌افکنی و برداشت‌های سیاسی معنی‌دار بست، بدون این‌که وارد دعوای سیاسی این و آن ـ همان پوست موز مشترک زیر پای نظام ـ شود، پایان جنگ را همراه با پیروزی برای ملت بزرگ ایران عنوان کرد و دفاع از همه رشادت‌های بچه‌های جنگ (با هر اختلاف نظر و سلیقه‌ای در نحوه مدیریت جنگ) را بر متلک مجری محترم برنامه ـ که او را تهدید به انتقادات شدید کرد ـ ترجیح داد.
و یا وقتی که مجری محترم از موضع او نسبت به جریان دوم خرداد پرسید، وی با این‌که موضعش نسبت به آن جریان از همان آغاز وزارتش در دولت‌های هفتم و هشتم کاملا آشکار بود و اساسا ورودش به میدان انتخابات دوره هشتم بر همین مبنا استوار بود، با لحنی متین، از ورود به وادی بی‌اخلاقی خودداری کرد و گفت: «خاتمی هم معصوم نبود و اشتباهاتی داشت» و به همین بسنده کرد تا این دو جریان سیاسی رقیب، هیچ‌ یک نتوانند از موضع او به عنوان یکی از بچه‌های جبهه و جنگ برای کلاه خود نمدی ببافند.
اما نکته‌ای که در این گفت‌وگو بسیار جالب بود، ورود تلفنی شخصی بود که باز هم می‌خواست همگام با مجری محترم برنامه، همان خط اختلاف‌افکنی میان سرداران جنگ و القای کوتاهی آنان را دنبال کند که پاسخ شمخانی مختصر، مفید و کامل بود که «آنان که خاک جنگ را نخورده‌اند، بهتر است درباره آن اظهارنظر نکنند»؛ اما افسوس که باز هم مجری محترم برنامه، به جای آن‌که طرف حق را بگیرد، طرف مغالطه آن شخص را گرفت تا نشان دهد که همچنان نمی‌تواند بین دفاع از کیان نظام و انقلاب و خاک‌خورده‌های آن از یک سو و برخی مدعیان شعاری امروزی از سوی دیگر، تفاوت قایل شود.
و در آخر این‌که برنامه دیشب که به مناسبت سالگرد پیروزی غرورآفرین و شکوهمند ملت شریف ایران در فتح خرمشهر برگزار شده بود، دارای چند نکته اساسی بود:
1ـ بچه‌های جبهه و جنگ که شمخانی، نماینده‌ای از آنان بود، بصیرت (دشمن‌شناسی)، معرفت (شناخت درست مسیر حق و ابزار آن) و آزادگی (پذیرش حق حتی در صورت تقابل با منافع شخصی) را با هم دارند و فرقشان با تکنوکرات‌ها و لیبرال‌ها از یک سو و مدعیان شعاری امروزی از سوی دیگر، اعتقاد کامل به جایگاه ولایت فقیه و حرکت پشت سر مصداق ولی فقیه است.
2ـ  نسل سوم خردادی‌ها با کسی دعوای سیاسی ندارند و برای منافع شخصی خود از همه چیز انقلاب و نظام هزینه نمی‌کنند، بلکه با همه توان بر سر اصول و دستاوردهایی که برای آن جنگیده‌اند، ایستاده‌اند.
3ـ بچه‌های جبهه و جنگ، اخلاق، انصاف و اعتدال را سرلوحه کار خود دارند و بی‌محابا این و آن را متهم نمی‌کنند تا از آن آب گل‌آلود ماهی خود را بگیرند.
4ـ بچه‌های جبهه و جنگ دفاع از مردم، نظام و ولایت فقیه را وظیفه خود می‌دانند، نه اینکه مانند برخی که خود را حق مطلق می‌دانند، دفاع از یک شخص و جریان سیاسی را با بهره‌گیری از هر ابزار و امکانی برای خود وظیفه دانسته و آن را موجه بدانند.