خرید لباس ورزش بهتر است یا فوتبال؟!

هنوز مشقت فوتبال ایران در دوره طولانی تعلیق با آثاری که بر پرطرفداراترین رشته ورزشی در ایران داشته به فراموشی سپرده نشده که معاون جدید رئیس جمهور و رئیس فعلی سازمان ورزش نیز به روش سلفش عملاً با دستورات مستقیم به رئیس فدراسیون فوتبال، زمینه لازم را فراهم ساخته تا تنها در صورت گزارش این دستورات که به زعم فیفا دخالت دولت در این نهاد غیردولتی است زمینه تعلیق فوتبال کشورمان برای یک بار دیگر فراهم شود اما آیا هشدار در قبال احتمال وقوع چنین بحرانی می‏تواند باعث تغییر این وضعیت شود و دلسوزی‏های روزانه رئیس ورزش را نسبت به فوتبال کاهش دهد؟!به گزارش خبرنگار ورزشی ؛ فوتبال حوزه جذاب و پرطرفداری است تا جایی که شاید بتوان به جرات گفت مردم ایران همواره رئیس فدراسیون فوتبال را بیشتر از رئیس سازمان ورزش و رئیس کمیته ملی المپیک می‏شناخته‏اند و می‏شناسند. همین جذابیت‏ها باعث می‏شود که همواره تلاش‏های سیاسیون برای در اختیار گرفتن مدیریت فوتبال پررنگ تر از کوشش ایشان در جهت به دست گرفتن مدیریت ورزش باشد و برخلاف سازمان ورزش که بعضاً مشاهده شده نصیب مدیران فاقد جایگاه و دورمانده از کابینه اصلی می‏شود، فدراسیون فوتبال حوزه‏ای مورد علاقه مدیران خوش اشتها و پرنفوذ سیاسی و یا ورزشی فعال در گروه‏های سیاسی بوده که در برخی مقاطع نیز این مسئولیت نصیب شان شده است.در عین حال این باعث نشده که در ادوار مختلف روئسای فدراسیون فوتبال سایه مدیریت‏های بالادستی که رئیس سازمان تربیت بدنی بدیهی ترین آنها بوده و بعضاً تا رئیس دولت تسری یافته را بر فدراسیون تحت مسئولیت خویش احساس نکنند که این دخالت‏ها چندان پرتنش نبود و در بسیاری اوقات با گذشت سال‏ها از وقوعش رسانه‏ای نشده است اما این رویه برای تمام اوقات صادق نبوده و اختلافاتی که در دوره مدیریت محمد دادکان از پیش از جام جهانی فوتبال با محمد علی آبادی وقت رئیس سازمان تربیت بدنی شکل گرفت و عدم تمکین دادکان از دستورات رئیس وقت ورزش کشور منجر به برکناری رئیس پیشین فدراسیون فوتبال شد.این برکناری بازیهای گذشته را به کلی تغییر داد و با تعلیق طولانی فوتبال ایران و تدوین اساسنامه جدید برای فدراسیون فوتبال کشورمان، اگرچه همچنان نام نهاد غیردولتی بر روی این مجموعه باقی ماند اما واقعیت آن است که قوانین آن با دیگر نهادهای ورزشی غیردولتی یا دیگر فدراسیون‏های ورزشی دیگر هم سو نبود و بیش از پیش حالت خصوصی به خود گرفته که کوچک ترین دخالت مسئولان دولتی و غیرفوتبالی در امور این رشته برابر با تعلیق دوباره فوتبال کشورمان هزینه سنجی شده بود تا این بار برای حفظ موقعیت گذشته تلاش شود چهره‏هایی آرام و تابع اداره مسئولیت فوتبال را در اختیار بگیرند و عدم امکان برکناری رئیس فدراسیون فوتبال توسط رئیس سازمان ورزش بدین شکل جبران شود.علی کفاشیان که برای اداره فدراسیون پرخرج فوتبال نیازمند اعتبارات میلیاردی دولتی بود و او که هنوز نیز نتوانسته استقلال مالی این فدراسیون را که بخشی از دوره مدیریت صفایی فراهانی و محمد دادکان حاکم بود به دست آورد، دست خود را مقابل سازمان ورزش دراز کرد و در عوض عمل به دستورات دو رئیس اخیر ورزش، بخشی از اعتبارات مجموعه‏ای که حاضر نیست ترکش کند را از محل اعتبارات و کمک‏های دولتی به دست آورده و بخشی از هزینه‏های سنگین این مجموعه را تامین کرده است. با این حال هر روز هزینه‏های این دخالت‏ها بیشتر می‏شد و بارها او در برنامه‏های زنده همچون 90 به واسطه دخالت‏هایی که تا انتخاب و مذاکره با سرمربی تیم ملی فوتبال نیز پیش رفته بود به چالش کشیده شد و کار تا آنجا پیش رفت که کفاشیان اعتراف کند لیوان تصمیم گیری دست او نبوده است.سعیدلو که برخلاف سلفش هزینه‏های تعلیق فوتبال ایران را با گوشت و پوست لمس نکرده بود، این دخالت‏ها را علنی کرد و هر روز دستوری تازه را به رئیس فدراسیون فوتبال داد؛ یک مرتبه دستور تشکیل فدراسیون مجزای فوتسال، یک روز دستور سفر کفاشیان به سوئیس برای مذاکره با مسئولان فیفا جهت اخذ میزبان جام جهانی فوتسال که تقریباً احتمال تحصیلش توسط ایران در حد صفر است، بار دیگر دستور تشکیل کارگروهی برای بررسی عملکرد تیم‏های حاضر از کشورمان در لیگ قهرمانان فوتبال آسیا و دست آخر دستور تشکیل کمیته دیگر با هدف بررسی وضعیت مالی تیم‏های لیگ برتری در فصل نقل و انتقالات؛ انگار فدراسیون فوتبال اداره کلی زیر مجموعه سازمان تربیت بدنی است و استقلال مدیریتی برای این مجموعه معنایی ندارد. استقلالی که نبودش را به دلایلی فوق الاشاره و در راس آنها نبود بودجه و عدم استقلال مالی فریاد نمی‏زنند و مقابلش موضعی نمی‏گیرند.اگرچه شاید به زعم برخی تصمیمات سعیدلو را بتوان از سر دلسوزی است و این دخالت‏های آشکار در فدراسیون فوتبال که می‏تواند هزینه‏ای همچون تعلیق داشته باشد را به حساب تلاش او برای بهبود وضعیت آشفته فوتبال ملی و باشگاهی دانست اما آنچه مسلم است دامنه این رفتارها محدودیتی برای خود قائل نیست و تنها به ریش سفیدی و آشتی دادن رئیس و نایب رئیس فدراسیون که حداکثر دخالت قابل پذیرش سعیدلو است، خلاصه نمی‏شود. رئیس سازمان تربیت بدنی باید پاسخگوی نتایج ورزش که فوتبال نیز جزئی از آن است به افکار عمومی باشد اما این دلیل نمی‏شود که با حداکثر ظرفیت ممکن در مدیریت این مجموعه دخالت داشته باشد و همچون پیشینیان از ماندن یا رفتن سرمربی تیم ملی فوتبال که در آن تخصص کافی ندارد، سخن به میان آورد.فوتبال برای علی سعیدلو نیز جذابیت‏هایی داشته که باعث شده او دلسوزانه تر از سایر رشته‏ها، درگیرش شود و برخلاف سایر رشته‏های ورزشی برای قهرمان لیگ برتر و جام حذفی اش پیام تبریک بفرستد و در مراسم اهداء جام حذفی فوتبال، شخصاً از خجالت تیم قهرمان درآید اما آیا آن سوی مرزها و به خصوص اروپا مهد فوتبال جهان نیز چنین است و دخالت‏ها تا انی حد آشکار و وسیع است یا استقلال مدیریتی معنای واقعی‏اش را یافته است؟! قطعاً حالت دوم صادق است و فوتبالی که حرف اول را می‏زند، یکی از پارامترهای مدیریتی اش اداره مبتنی بر خرد جمعی است که رئیس فدراسیونش در پی افزایش اختیارات شخصی و بستن دست هیات رئیسه و باز گذاشتن دست حوزه‏های غیرفوتبالی نباشد.شاید بهتر باشد برای نمود عینی پیدا کردن این مسئله به لیگ قهرمانان فوتبال اروپا اشاره کرد. جایی که در مراسم اهداء جام قهرمانی اش تفکیک قوا و احترام، استقلال مدیریتی و عدم تمامیت خواهی موج می‎‏زند. در این مراسم که چهره های تراز اول ورزش و فوتبال جهان حضور می‏یابند و خبری از نمایندگان پارلمانی و مسئولان سیاسی یا لیدرهایی که سرشان را برای افتادن در تصاویر به این سو و آن سو ببرند نیست، نه ژاگ روگ رئیس کمیته بین المللی المپیک و نفر اول ورزش جهان و نه ژوزف سپ بلاتر رئیس سازمان بین المللی فدراسیون‏های فوتبال (FIFA) به عنوان نفر اول فوتبال جهان این اجازه را به خود ندادند تکاپویی هر چند بی اثر برای اهداء مدال و جام قهرمانی لیگ قهرمانان داشته باشند و این میشیل پلاتینی رئیس اتحادیه فوتبال اروپا بود که جام قهرمانی را همچون ادوار پیشین اهداء کرد تا مشخص شود فوتبال اروپا تماماً با مدیریت او پیش می‏رود. آیا طرح این پرسش از علی سعیدلو که مدیریت ورزش برای او بهتر است یا فوتبال در چنین اوضاعی غیرمنطقی و غیرعقلایی است؟ آیا این رویه در فوتبال ایران قابل هضم است که هزار و یک مسئولی که از مجلس تا دولت و دیگر بخش‏ها علاقمند هستند در فوتبال ایران به نوعی تاثیرگذار باشند و در این زمینه تمام توان خویش را به کار می‏بندند، حق استقلال را برای فدراسیون فوتبال قائل نباشند؟ آیا در صدر آنها رئیس جمهور به رئیس سازمان تربیت بدنی دستور خواهد داد کوچک ترین دخالت یا تصمیم گیری برای فوتبال نداشته باشد و به استقلال این مجموعه در عین کمک مالی به این مجموعه احترام بگذارد تا نخستین گام برای خصوصی سازی فوتبال فراهم شود یا باید به این وضعیت عادت کرد؟ پاسخ این پرسش‏ها که نمی‏توان چندان به آن خوشبین بود را زمان مشخص می‏کند.