خرید لباس «كلانتر» و هيجان‌آفريني كاذب

همشهری ـ سريال «كلانتر» از جمله سريال‌هاي پليسي سيماست كه در دوره جديد پخش خود مانند سريال «هوش سياه» ديگر سريال پليسي سيما به‌دنبال مطرح كردن موضوعات روزآمد‌تر از قبل نسبت به ديگر سريال‌هاي سيماست.
اما در اين ميان به‌نظر مي‌رسد در كلانتر كمي بيش از اندازه در مناسبات حاكم بر پليس ايران غلو شده است.

معمولا هيجان‌آفريني در سريال‌هاي پليسي به انگيزه جذب مخاطب بيشتر در فيلم‌ها و سريال‌هاي اكشن فرمولي پذيرفته‌شده است و اگر مناسبات يك ژانر را بپذيريم يا در مرتبه بالاتر آن‌ را دوست داشته باشيم،  اين هيجانات مقبول‌تر و اما گاهي اوقات اين هيجان‌آفريني‌ها بيش از حد لزوم بوده و به‌نظر مي‌رسد كه درصورت نبود بعضي از حوادث هيچ لطمه‌اي به سريال نخواهد خورد، البته در مورد سريال‌ها و فيلم‌هاي خارجي با توجه به امكانات ويژه آنان در خلق جلوه‌هاي ويژه اين هيجان‌آفريني كاذب اتفاقا عامل اصلي جلب مخاطب محسوب مي‌شود.
ناگفته پيداست كه اين جذب مخاطب هميشه هم امتياز محسوب نشده و بسياري از مخاطبان جدي تلويزيون و صاحب‌نظران، اين هيجانات را موجب ايجاد مخاطرات رواني در بينندگان جوان و در نهايت ايجاد فضاي خشن و مملو از هيجانات بي‌مورد منفي در جامعه مي‌دانند.
متأسفانه بايد عنوان كرد كه در تلويزيون ما اينگونه سريال‌ها كم نيستند؛ سريال‌هايي كه قتل، خشونت و هيجان آفريني‌هاي كاذب مثل صحنه‌هاي تعقيب و گريز و اتومبيل‌راني حرف اول و آخر را در آن مي‌زند و به جز اين موضوع خاص و ارزشمندي براي مخاطب تلويزيون ندارند اما نكته مهم‌تر تقليد سريال‌هاي ايراني از اينگونه هيجانات كاذب است.
چند سالي است كه سيماي ما سياست جايگزين كردن محصولات خارجي را در دستور كار دارد. سعي بر اين است كه سريال‌هاي وارداتي مثل سريال‌هاي پليسي با معيارهاي بومي توليد و پخش شود، به‌نحوي كه ليست بلند‌بالايي از اينگونه محصولات مي‌توان تهيه كرد كه بسياري از آنان هم با حمايت ناجي هنر يعني حمايت نيروي انتظامي ساخته شده است.
هدف اينگونه سريال‌ها يا لااقل آنهايي كه توسط ناجي هنر حمايت مي‌شوند، ارائه چهره واقعي پليس به مردم و ايجاد فضاي آرامش و امنيت عمومي است اما متأسفانه بسياري از اين آثار به علاوه اكثر آثار خارجي كاركرد عكس دارند و بيشتر امنيت رواني مخاطب را تخريب مي‌كنند و اين به‌دليل ضعف فيلمنامه و تزريق هيجانات بي‌مورد و اضافه بر موضوع به متن است.
يك نمونه كوچك آن در سريال كلانتر 2 اتفاق افتاد. در يكي از قسمت‌ها سروان جوان به‌عنوان طعمه سر راه دختر جواني قرار مي‌گيرد كه به اتفاق يك پسر جوان متهم به دزدي و قتل افراد طبقه مرفه‌اند. در اين بين قرار مي‌شود كه طعمه مورد نظر با متهمان وارد يكي از خانه‌هاي هدف شود كه توسط دوربين كنترل مي‌شود.
در اين سكانس بعد از نشان داده شدن اقتدار پليس در كشاندن متهمان به تله، ديگر كار قصه تمام است و مأموران مي‌توانستند هر 2 متهم را با شواهد و مدارك كافي دستگير كنند كه اصلا روش پليس ايران اين است. اما سريال بيننده را منتظر مي‌گذارد تا متهم از جيبش يك باتون در‌آورده و محكم به پشت مأمور پليس بكوبد و بعد از آن شخص شخيص كلانتر يا همان ناجي افسانه‌اي از پشت در بيرون بيايد و با يك حركت كاراته متهم را خرد و خمير كند. البته شانس با جناب سروان بود كه متهم چاقو يا اسلحه همراه نداشت وگرنه سرگرم‌سازي‌ مخاطب به قيمت جانش تمام مي‌شد!
اينگونه صحنه‌ها نشانگر آن است كه سريال‌سازان پليسي ما گاهي با در نظر نگرفتن حقيقت پليس در كشور ما تنها به فكر تقليد دست و پا شكسته از الگو‌هاي هاليوودي و سريال‌هاي خارجي‌اند، و‌لي در نهايت بايد عنوان كرد اينگونه تلاش‌ها علاوه بر ايجاد هيجانات كاذب كه از وظيفه تلويزيون به دور است، باعث پس زدن مخاطب مي‌شود كه با ديدن آثار مشابه اما استخوان‌دار خارجي اينگونه سكانس‌ها را دم‌دستي و آبكي ارزيابي مي‌كند.