خرید لباس تمام توجه‌ها سیاسی است و در حوزه فرهنگ این حساسیت ها نیست

مراسم رونمایی «شب ستاره‌ها» که به گفته‌ قنبری برای حفظ یاد و خاطره اساتید پیشکسوت هنر ایران زمین و آشنایی مردم با ویژگی‌های اخلاقی این هنرمندان تهیه و منتشر شده است، روز نهم خرداد در دفتر «ترنم نی» برگزار شد.به گزارش خبرنگار «»، این مراسم در اتاق کوچکی و با حضور هنرمندانی چون مرتضی احمدی، محمدعلی کشاوز، نادر گلچین و خانم ژاله علو با حضور نمایندگان نشریات و خبرگزاری‌های گوناگون برگزار شد؛ اما دل بزرگ و سینه‌ پر درد و راز این هنرمندان، موجب شد در این اتاق کوچک بزرگترین مسائل و معضلات هنری و سیاست‌های هنری بدون توجه به دلیل این گردهمایی، بازگو شود.
مرتضی احمدیدر ابتدای جلسه مرتضی احمدی از چگونگی آغاز فعالیت‌های خود گفت؛ از فضای دوست‌ داشتنی که کارش را آغاز کرد و به کتاب‌هایش نیز اشاره کرد که مدام با مشکل نشر و تجدید چاپ روبه‌رو می‌شوند. از کتاب‌هایی که مجوز می‌گیرند و دوباره توقیف می‌شوند. از کتاب‌هایی که مدام باید از سطح کتاب فروشی‌ها جمع شوند و مدتی بعد دوباره اجازه پخش بگیرند، ولی هنوز روی ویترین‌ها نیامده باید جمع شوند و این یعنی برخورد سلیقه ای و بدون راهبرد مشخص.ژاله علواین هنرمند نام‌آشنا و البته این صدای آشنا، نوبت خود را به یادی از دیگر هنرمندان اختصاص داد؛ هنرمندانی که نیاز به یاری دارند؛ هنرمندانی که نیازمند به شمار نمی‌روند، اما یادی از آنها نکردن و فراموشی بزرگترین بی مهری به آنان است. ژاله علو همچنین از حمیده خیرآبادی یاد کرد؛ هنرمندی که به گفته‌ مرتضی احمدی کسی هرگز او را بدون لبخند شیرین و مادرانه‌اش ندید. هرگز گله نکرد و عاشقانه برای مردمش کار کرد. ژاله علو درباره مرحومه حمیده خیرآبادی از عنوان پدیده شیرین عالم هنر استفاده کرد و فقدان وی را بسیار دردناک توصیف خواند.
 
لزوم مرکز حمایتی از هنرمندان
خانم علو در ادامه سخنان خود با یادی از دیگر هنرمندانی چون خانم ودادیان بر لزوم یک مرکز حمایتی از هنرمندان اشاره داشته و آن را نشانه‌ یک جامعه فرهنگی و مترقی دانست.
مرتضی احمدی در این بحث شرکت کرده و گفت: «امروز برای انتقال یک فوتبالیست از این باشگاه به آن باشگاه، میلیاردی هزینه می‌شود. دستمزدها به شدت بالاست که البته نسبت به آن اعتراضی نیست اما مگر یک فوتبالیست چند سال می‌تواند توپ بزند؟ این در حالی است که  یک هنرمند مانند آقای کشاورز در این سن و سال به عنوان پشتوانه‌ای از تجربه بزرگترین آثار فرهنگی و هنری را به وجود می‌آورند.» احمدی در ادامه با توضیح درباره این قیاس افزود: «امروز باید ارزش واقعی هنر و هنرمند هم شناخته شود. باید دانست که فرهنگ یک سرزمین بر گرده‌های هنرمندان آن سرزمین قرار دارد و باید حمایت شود.»
محمدعلی کشاورز
کشاورز نیز در آغاز سخنان خود با تقدیر از اساتید خود و بزرگان عرصه هنر، هنرمند را انسان خاص نزد خداوند معرفی کرد و افزود: «من باور دارم که هنرمندان نزد خداوند از مقامی والا برخوردارند؛ اما کدام هنرمند؟ هنرمندی که مخالف کشتار و ظلم است؛ هنرمندی که صلح و دوستی را ترویج می‌کند؛ هنرمندی که مفاهیم انسانی را دریافته و برای ترویج آن گام برمی‌دارد.»
 
کشاورز با اشاره به نقش تئاتر نیز افزود: «به یاد داشته باشید که اگر تئاتر نباشد، نه نویسنده پدید خواهد آمد و نه سینما و تلویزیون درخور توجهی خواهیم داشت. درست مانند شرایطی که امروز داریم. بی توجهی به تئاتر امکان رشد و بالندگی را از دیگر زمینه‌های هنری گرفته و شاهد آثاری هستیم که نه تنها خوراک فرهنگی به شمار نمی‌روند، بلکه گاه به مرز تخریب فرهنگ هم می‌رسند.»
محمدعلی کشاورز، پیر عرصه بازیگری در ادامه سخنان خود با اشاره به پشتوانه‌های عظیم فرهنگی و هنری این مرز و بوم چون حافظ و سعیدی و فردوسی و مولانا و دیگران افزود:«ما این پشتوانه‌ها را داریم که دنیا مدت‌هاست برای شناخت آنها سرمایه‌گذاری می‌کند؛ اما ما که وارثان به حق آنها هستیم ایشان را به دست فراموشی سپرده‌ایم. متأسفانه امروز همه چیز در حد شعار است. همه چیز در محدوده رابطه‌ها تعریف می‌شود. قابلیت‌ها یا نادیده گرفته می‌شوند و یا در مناسبات نادرست اداری می‌سوزند.»
 مفاهیم زیربنایی و چالش با سیاست‌های فرهنگی هنری
در ادامه نشست که انتقادها به طور خودجوش از دل پردرد این هنرمندان شعله کشیده بود در کنار پرسش‌های  خبرنگاران، مفاهیم زیربنایی بسیاری را در بر گرفت که بازگویی آنها چشم‌انداز روشنی از وضعیت هنری و فرهنگی کشور پیش رو قرار می‌دهد؛ چشم‌انداز‌های روشنی که شفافیت آنها به حق رویکرد دو معاونت جدید سینمایی و هنری وزارت ارشاد را که در دو جلسه اخیرشان داشتند با چالش روبه‌رو می‌کند.

 
نابودی زبان
فارسیوقتی نمایشنامه‌های قدیمی را می‌‌خوانیم، تئاترهای قدیمی را به یاد می‌آوریم، وقتی فیلم‌ها و سریال‌های این بزرگان عرصه هنر را تحلیل می‌کنیم، بحق می‌بینیم امروز به قصد نابودی زبان فارسی گام برداشته می‌شود. به گوشه‌ای از سخنان ژاله علو که از بزرگان پیش‌کسوت رادیو، دوبله و بازیگری هستند توجه کنید.
 ژاله علو: «زبان فارسی به بدترین شکل استفاده می‌شود. کاملاً از لمپنیسم پیروی می‌شود و هیچ توجهی به شأن این زبان نیست. گاه واژه‌های شنیده می‌شود که موجب شرم و سرافکندگی است؛ واژه‌هایی که تخریب کامل زبان شیرین و فرهنگی فارسی است. وقتی این واژه‌ها را می‌شنوم، این پرسش برایم پیش می‌آید که واقعاً چه کسی وظیفه دارد، این جریان را هدایت کند و از این زبان زیبا و شیرین محافظت کند تا به چنین بیراهه‌هایی نرود؟»

کشاورز: «وقتی نقش کتاب در یک جامعه نادیده گرفته می‌شود و جای آن را تلویزیون و ماهواره می‌گیرد چنین عواقبی هم قابل انتظار است. همین بی توجهی‌ها منجر به پدید آمدن این همه سرقت و اعتیاد می‌شود. فرهنگ موضوع بزرگی است که یک نفر و یک گروه نمی‌تواند راجع به آن تصمیم بگیرد. بزرگترین منتقدان مردم هستند و باید به نظر ایشان احترام گذاشت. باید ریشه‌ای رفتار کرد و پشتوانه‌ها را یک سره ویران نکرد که در این صورت نابودی فرهنگی حتمی است.»
مرتضی احمدی با اشاره به نظارت‌ها نیز می‌افزاید: «فقط کافی است توجه کنید سریال‌ها چه بر سر این زبان می‌آورند. آیا این برنامه‌ها پیش از پخش کنترل نمی‌شوند؟ همه توجه‌ها به حذف موضوعات سیاسی است. حتی یک واژه را از قلم نمی‌اندازند؛ اما وقتی بحث موضوعات فرهنگی می‌شود بدون توجه می‌‌گذرند.»
مرتضی احمدی همچنین با اشاره به تأثیر موسیقی افزود:«گاه در موسیقی‌های پاپ کاربردی از زبان فارسی را می‌بینیم که بسیار مخرب است. اگر با موسیقی پاپ به درستی برخورد شود، یقیناً چنین جریاناتی پیش نمی‌آید. ما دارای غنای شعری و کلامی هستیم و این چنان که در گذشته بوده، می‌تواند منجر به زایش ترانه‌های بسیار فاخر شود.»
حذف سانسور شرط آشتی هنرمندان با ارشاد
مرتضی احمدی با اشاره به نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور هنرمندان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک ضرورت خواند و گفت: «من از وزارت ارشاد، تنها یک چیز می‌خواهم و آن حذف سانسور است. حذف سانسور منجر به آشتی هنرمندان با ارشاد می‌شود. وزارت فرهنگ و ارشاد متعلق به هنرمندان است اما هیچ هنرمندی آنجا پای نمی‌گذارد. خود من چهارده سال است آنجا نرفته‌ام. اگر سانسور از وزارت ارشاد حذف شود هنرمندان هم با ارشاد آشتی می‌کنند و همین باعث می‌شود کارها بهتر انجام شود.»
کشاورز نیز درباره هنرمند و سیاست افزود: «هنرمند سیاسی نیست و اگر هم کاری می‌کند در راستای بالا بردن جامعه و کشورش انجام می‌دهد. نباید هنرمند را با عنوان‌های سیاسی محدود کرد. هنرمند هم می‌داند که این مملکت همیشه با تهاجم روبه‌رو بوده و هست به همین دلیل من به وضوح می‌گویم این مملکت باید به قابلیت‌های اتمی دست پیدا کند. ما باید اتمی‌ باشیم چون همیشه با ظلم بیگانگان روبه‌رو بوده‌ایم.»
دلیل تدفین حمیده خیر‌آبادی در خاموشی مطلق
در ادامه نشست، محمدعلی کشاورز در پاسخ به پرسش خبرنگار «» که دلیل برگزار نشدن مراسم تدفین برای هنرمند محبوب‌ عرصه بازیگری، حمیده خیرآبادی را جویا شد، توضیح داد: «برای خود من هم این پیش آمده بود که چرا هیچ یک از رسانه‌ها در این باره، مطلبی تهیه نمی‌کند که با پرسش شما می‌توان گفت برای نخستین بار این موضوع مطرح می‌شود. دلیل اصلی و مقصر اصلی را باید دختر ایشان دانست. ایشان به دلایلی که برای من هم مشخص نشد، در این خصوص کاملاً کم کاری کردند، در حالی که من به خوبی از جایگاه ایشان در اجتماع و نزد مردم خبر دارم و می‌دانم که حتماً برای تدفین هنرمند مردمی و دوست‌داشتنی خود می‌آمدند.»
پرسیده شد آیا هیچ فشاری برای برگزار نشدن مراسم بوده است که مرتضی احمدی در این خصوص پاسخ داد: « اگر هم این طور بود، کافی بود دختر ایشان با یکی از ما تماس می‌گرفتند تا به هر نحو مشکل را حل کنیم.»
 
پرسیده شد آیا خبری که از سوی یکی از خبرگزاری‌ها مبنی بر وصیت ایشان برای تدفین بی‌سروصدا منتشر شد، دست بود که محمدعلی کشاورز پاسخ داد: «به هیچ وجه نمی‌تواند درست باشد.»
مرتضی احمدی نیز در این باره افزود: «ایشان عاشق مردم بودند و کسی که عاشق مردم باشد یک چنین وصیتی نمی‌تواند کرده باشد. ایشان از سال 74 یک قبر خریداری کرده بودند و همیشه می‌گفتند من را بین فرزندان خودم یعنی در قطعه‌ هنرمندان دفن کنید. ایشان همه این هنرمندان را فرزندان خود می‌دانستند و اصرار داشتند بین خانواده خود دفن شوند.»
ارتباط جوانان با موسیقی
از نادر گلچین به عنوان یکی از نام‌های ماندگار عرصه موسیقی و ترانه درباره ارتباط جوانان با موسیقی قدیمی‌ترمان سوال شود. ایشان پاسخ دادند: «شاید پاسخی که می‌دهم برای برخی خوشایند نباشد؛ اما باید بگویم متأسفانه، در برخی از این آثار، توجه چندانی به بیان و زبان نشده است. گاه شاهد غلط‌های فاحشی هستیم که به شدت باعث فاصله گرفتن مخاطب می‌شود. گاه با تحریر‌های نابجا و حتی می‌توان گفت عربده‌های آنچنانی حتی حرمت شعر و شاعر را هم بی‌اعتبار می‌کنند. از سوی دیگر، باید خواسته‌های جوانان را هم در نظر گرفت. جوان به نشاط، به جنب و جوش احتیاج دارد و اگر به آنها ندهیم، جای دیگری آن را جستجو می‌کنند.»
نادر گلچین همچنین درباره نگرش به هنرمندان گفت: «من مدتی پیش به ترکیه رفته بودم، آنجا تاکسی گرفتیم، داخل تاکسی راننده موسیقی گذاشته بود، همسر بنده به گونه‌ای به ایشان گفت که بنده هم خواننده هستم. به تقاضای ایشان، یکی از کارهایم که همراهم بود، دادم تا گوش کنند، در پایان راه، ایشان اصرار داشتند که هر کجای استانبول می‌خواهیم در ازای آن کاست ما را برساند یا بگرداند، در حالی که عین این اتفاق به شکل بسیار رنجش‌آوری در کشور خودمان رخ داد. هنر نزدیکی خاصی به فرهنگ و بحث فرهنگ‌سازی دارد اگر جایی با هنرمندش به درستی رفتار نمی‌شود، به مفهوم نادیده‌ گرفته شدن ارزش‌های هنری است.»