خرید لباس گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

جمهوري اسلامي«عراق؛ آزمون سرنوشت ساز» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:رهبران سياسي عراق درباره شكل‌گيري قريب الوقوع دولت جديد اين كشور وعده مي‌دهند. اين درحالي است كه رقابت‌هاي سياسي با پايان انتخابات عراق، نه تنها متوقف نشده كه حتي فشرده‌تر نيز گرديده است.از ديدگاه خوشبينانه، اين پديده‌اي مبارك است كه مردم عراق و گروههاي سياسي بتوانند ساختار سياسي اين كشور را به دلخواه خود و با در نظر گرفتن مصالح سياسي كشور شكل دهند. اما با در نظر گرفتن مولفه‌هاي موثر در مقطع كنوني، جاي محدودي براي خوشبيني باقي مي‌ماند. چرا كه علاوه بر مردم و گروههاي سياسي عراق، اشغالگران و ساير بيگانان هم سعي دارند بخاطر تلاش در جهت تأمين اهداف و برنامه‌هاي خود، بر نتايج انتخابات و در فرايند دولت سازي عراق اثرگذار باشند.آنچه طي ماههاي اخير از طريق شبكه‌هاي تروريستي در گوشه و كنار عراق رخ داده، عمدتا براي قدرت نمائي گروههاي تروريستي بوده كه حيات سياسي اين كشور را تحت الشعاع جنايات خود قرار دهند. فجايعي كه بعثي ها، گروههاي وهابي و تكفيري و شركتهاي به اصطلاح امنيتي آمريكا مرتكب شده اند، تلفات سنگيني را بر ملت عراق تحميل نموده و علاوه بر تلفات انساني، به برخي از زيرساختهاي اين كشور نيز آسيب رسانده است. علاوه بر اين، اشغالگران با تشكيل گروههاي تروريستي موسوم به “شوراهاي بيداري”، يك ساختار به اصطلاح امنيتي به موازات ارتش و پليس عراق به وجود آورده‌اند كه عموما در جهت اهداف اشغالگران عمل مي‌كند و گاه به انجام عمليات تروريستي دقيقا سعي در ايجاد ناامني و بي ثباتي دارد. اشغالگران در واقع با اين عمليات تروريستي مايلند ثابت كنند كه ارتش و پليس عراق هنوز هم قادر به ايجاد و حفظ امنيت در كشور نيستند و بايد اشغال عراق ادامه يابد و ارتشهاي اشغالگر در اين كشور باقي بمانند لكن سئوال اصلي اينست كه اگر وجود اشغالگران به توقف حوادث تروريستي كمكي نمي‌كند و به زيان امنيت و ثبات عراق است، چگونه مي‌توان از انفجارهاي بيشتر نتيجه گرفت كه هنوز به وجود آنها احتياج است؟ابتكار«خط امام در فرآيند تاريخ» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي‌خوانيد:خط امام اصطلاحي همزاد انقلاب اسلامي ايران است. عنواني که روزگاري به هدف تمايز و مرزبندي با کساني که حاضر نبودند خود را با منويات بنيانگذار انقلاب منطبق سازند رسميت يافت.واضعين اين اصطلاح در حقيقت نيروهاي چپ انديش مسلماني بودند که مهمترين شاخص خود را در تقابل با آمريکا تعريف مي‌کردند.اگر چه روزهاي اوليه انقلاب عنوان خط امام به خط کشي تبديل شد که با آن مرز نيروها با جريانات چپ بين المللي و محافظه کاران سنتي از جمله ملي مذهبي‌ها و متحجرين و مقدس مآب‌ها مثل حجته اي‌ها تبديل گرديد اما با تثبيت انقلاب و پس زدن نيروهايي که زاويه عريان با امام داشتند همچنان عنوان خط امام به صورت يک سنجه، مرزبندي‌هاي ظريفي را در درون ديالگ و گفتمان انقلابيون برجسته مي‌کرد.به تعبيري مي‌توان دهه‌هاي انقلاب را با کارکردهاي اين عنوان باز تعريف کرد نيمه اول دهه60 کارکرد اصطلاح خط امام، ريزش و پس زدن نيروهايي بود که اختلافات مبنايي داشتند. حذف چپ توده‌اي با رهبري اسکندري و کيانوري، برخورد با جريان خلق مسلمان به رهبري آقاي شريعتمداري، افشاي جريان مجاهدين خلق (منافقين) عزل بني صدر و در نهايت هم به انزوا کشاندن ملي مذهبي‌ها بود.بنابراين نمايه خط امام در نيمه اول دهه 60 به نماد مبارزه با گرايشات متمايل به آمريکا،تفسيرها و قرائت‌هاي ليبرالي در جبهه مبارزين تبديل شد و با تسويه نيروهاي فوق الذکر و تثبيت نسبي و آرامش داخلي، اينبار فيلترينگ خط امام دامن قرائت‌هايي که تفاوت‌هاي حداقلي داشتند را نيز گرفت.قرائت خط امامي نيمه دوم دهه 60 قرائتي حداکثري بود که محورش پذيرش ولايت مطلقه فقيه قرار داشت از اين به بعد خط کش خط امام کار کرد حداکثري پيدا کرد.همه آنچه در منويات امام تبلور داشت چه در بعد سياست خارجي (عدم سازش با نظام سلطه) چه در بعد داخلي (اهتمام ويژه به مستضعفان و اعتقاد به جنگ فقر و غنا) مبناي رفتاري اين جريان بود.با اين تفسير حداکثري،قرائت‌هاي متمايز حداقلي به چالش گرفته شدند.اين صورت بندي نقطه آغازين يارگيري در درون جبهه خودي‌ها شد و هر روز به بهانه‌اي نيروها جابجا مي‌شدند و کارخانه “عنوان ساز” هر روز در فضاي گفتماني عنوان جديدي مي‌ساخت، نيروها بر اساس فقه پويا و فقه سنتي تقسيم سياسي شدند .راست وچپ شکل گرفتند چپ با بيرق خط امام به جنگ نيروهايي (که خواسته يا ناخواسته عنوان راست پيدا کرده بودند) رفت. صحنه رقابت به عرصه‌هاي اقتصادي و سياسي کشيده شد گروهي به طرفداران بازار و سرمايه داري متهم شدند گروهي به طرفداري از اقتصاد دولتي و کمونيستي عنوان پيدا کردند و با اين ابزارها سعي در مديريت افکار عمومي شد.كيهان«جنگ و نيرنگ چهارم» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن مي‌خوانيد:ريچارد كاتم افسر ارشد سازمان «سيا»  و استاد بعدي دانشگاه پيتسبورگ، در 2 دوره حساس در ايران حضور داشته است. كاتم در بحبوحه نهضت نفت و كودتاي 28 مرداد 1332 (1953 ميلادي) از گردانندگان تيم عمليات پنهاني سيا در ايران بود و از اعضاي شبكه «بدامن» به شمار مي رفت. شبكه اي آمريكايي- انگليسي كه ضمن استخدام چهره هاي مطبوعاتي و سياسي در حوزه عمليات جنگ رواني و پردازش افكار عمومي ايفاي نقش مي كرد. جان والر رئيس سازمان CIA در سال هاي آغازين دهه 1950 ميلادي مي گويد «كاتم از افسران ويژه من بود».كاتم پس از آن ظاهراً استاد دانشگاه پيتسبورگ شد اما رابطه كاري خود را با سازمان سيا و حوزه ايران حفظ كرد. وي در دهه هاي 60 و 70 ميلادي با گروه هايي نظير جبهه ملي و نهضت آزادي، ارتباط وثيقي برقرار كرد. كاتم از يك سال قبل از انقلاب در ارتباط كامل با ابراهيم يزدي و صادق قطب زاده بود به ويژه زماني كه آنها به پاريس رفتند. او در اين مدت كارمند ارشد سفارت آمريكا در تهران محسوب مي شد. چارلز ناس از كارمندان سفارت در نامه اي به هنري پرچت مسئول ميز ايران در وزارت خارجه كه مربوط به خرداد 1356 است، كاتم را رابط اصلي آمريكا با گروه نهضت آزادي معرفي مي كند.فردي با اين مختصات بعدها كتابي با عنوان «ناسيوناليسم در ايران»  نوشت. اين جاسوس- ديپلمات ارشد آمريكايي در صفحه 450 كتاب خود پيرامون نفوذ امام خميني در ايران مي نويسد «نيرو و نفوذ خميني آن چنان زياد است كه بدون در نظر گرفتن پيامد رويارويي سياسي، سياست دولت ايران بايد در چارچوب حد و مرزهايي باشد كه او تعيين مي كند. بعلاوه نهضت آن چنان قوي است كه حتي با درگذشت خميني نيز امر تعيين حد و مرزها ادامه خواهد يافت» .شيطان بزرگ با اين نفوذ آيت الله خميني چه بايد مي كرد؟ سازمان سيا و ناتوي فرهنگي در هر دهه از تاريخ انقلاب ترفندي انديشيدند. تدبير سال هاي 59-57 مبتني بر جعل رهبران سياسي و مذهبي در برابر امام بود. از شاپور بختيار و كريم سنجابي بگيريد تا سيد كاظم شريعتمداري و بازرگان و بني صدر و سرانجام منتظري در سال هاي آخر عمر مبارك امام.تهران امروز:«گزارشي كه تكذيب نشد» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم احمد قصير است كه در ان مي‌خوانيد:ديروز يكي از خبرگزاري‌هاي نزديك به دولت گزارشي از ديدار اعضاي كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي با جناب آقاي محمود احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور منتشر كرد كه حاوي نكات جالب و سوال‌برانگيزي بود و انتظار مي‌رفت دفتر رئيس‌جمهور آن را تكذيب كند زيرا بيان چنين سخناني از سوي احمدي‌نژاد جاي سوال فراوان دارد؟ احمدي‌نژاد در اين جلسه درباره چند موضوع موضع‌گيري آشكار و علني كرده است كه عبارتند از:  علت عدم اجراي قوانين مجلس از سوي دولت به ويژه قانون دو ميليارد تومان تسهيلات براي قطار شهري، قانون حمايت از توليد مسكن، جابه‌جايي يك ميليارد دلاري از درآمدهاي نفتي و حق سوال و استيضاح نمايندگان از مديران اجرايي. در خصوص اظهارات رئيس‌جمهور محترم ذكر چند نكته ضروري است كه اميدواريم ايشان از تريبون‌هاي متعددي كه در اختيار دارند درخصوص آنها توضيح دهند و روزنامه تهران‌امروز نيز آمادگي دارد در صورتي كه ايشان موافقت فرمايند در همين خصوص با احمدي‌نژاد مصاحبه اختصاصي داشته باشد. اول اينكه با اظهارات اخير آقاي احمدي‌نژاد علت عدم ابلاغ مصوبه قانوني مجلس و مجمع تشخيص مصلحت نظام روشن شد. مردم تهران سال‌هاست چشم‌انتظار گره‌گشايي از كلاف بسته ترافيك و معضل حمل‌ونقل پايتخت هستند و هزاران نفر – ساعت بحث كارشناسي، مديريت شهري را به اين نتيجه رسانده كه تنها با گسترش خطوط مترو مي‌توان رضايت مردم را كسب كرد و يكي از مشكلات اساسي پايتخت را مرتفع نمود تا براي برگزاري يك همايش بين‌المللي دولت مجبور نشود شهر را تعطيل كند. بر همين اساس نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي مصوبه‌اي داشتند كه تا حدودي اين مشكل را رفع مي‌كرد ولي حالا رئيس دولت با اين استدلال كه مصوبه مجلس خلاف شرع و قانون اساسي است از اجراي آن امتناع مي‌كند. رسالت«امام خميني(ره) و مسئله حکومت» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن مي‌خوانيد:قديمي ترين سند مبارزاتي امام خميني(ره) که تا کنون در مطالعات تاريخي به دست آمده است مربوط به11شهر جمادي الاولي1363 ه .ق 15مصادف با ارديبهشت1323 است. اين سند اولين نامه سياسي موجود امام خميني(ره) است که در سال1323 شمسي خطاب به عموم علما نوشته شده است. حضرت امام در اين نامه خواستار قيام و خيزش علما در مقابل دستگاه حاکم هستند. سالهاي1320 تا1326 محمدرضا پهلوي تازه به قدرت رسيده است و پايه هاي حکومتش چندان قدرتي ندارد. امام خميني(ره) با علم به اين مسئله تلاش مي کند به نوبه خود با تشجيع علما مبتني بر آيات قرآن شرايط را براي سقوط رژيم پهلوي فراهم کند.ايشان با يادکرد ظلمهايي که در دوره رضاخان بر اسلام و مردم رواشده است، خطر تکرار اين فجايع را هشدار مي دهد و چاره کار قيام براي خدا در مقابل ظلم عنوان مي کند. مسئله حکومت و تفسير سياسي صحيح از زندگي اجتماعي يکي از دغدغه هاي هميشگي حضرت امام خميني(ره) بوده است.تفکر و تفلسف راقي شيعيان بيش از هزار سال است که بر بنياد پرسش “چه کسي بايد حکومت کند؟” سامان يافته است.در واقع تنها کسي مي تواند و شايستگي دارد بر جوامع انساني حکومت کند که رفيع ترين قله انساني در جامعه خودش باشد. رفيع ترين در تقوا، عدالت، علم، شجاعت، تدبير و درايت و…ولي الله در نظام اسلامي اگر چه اعمال ولايتش از جانب خداوند متعال تفويض شده است اما در عين حال حائل بين خدا و مردم است.در آيه ولايت بلافاصله پس از شناسايي اولياءالله بر نگاه حاکم جامعه اسلامي به مردم تاکيد مي شود.” انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزکوه و هم راکعون(مائده، آيه55 ) .در واقع در نظام اسلامي بين حاکم و مردم فاصله اي نيست. در اين مهندسي سياسي تفاخر و تبختر حاکمان بي معنا است و به اسم تئوکراسي نمي توان مانع مشارکت مردم شد.مردم سالاري«بي خاصيتي بيانيه پاياني بازنگري هشتم NPT » عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم دکتر رضا جلالي است كه در آن مي‌خوانيد:از اولين بازنگري NPT (معاهده منع گسترش سلاح هاي هسته اي) در 1970 تا کنون 40 سال مي گذرد و نمايندگان کشورهاي عضو NPT هر 5سال يکبار در مقر دائمي سازمان ملل متحد دور هم مي نشينند و نتيجه کارگروه هاي تخصصي خود را به استحضار جهانيان مي رسانند.در هفته اي که گذشت همنشيني هاي 28 روزه (4 هفته اي) ديپلمات هاي هسته اي 187 کشور عضو NPTدر حالي به کار خود پايان داد که به جز اضافه کردن کشور رژيم صهيونيستي اسرائيل غاصب که در ليست تضمين کنندگان معاهدات منع گسترش سلا ح هاي هسته اي قرار گرفت هيچ نتيجه قابل توجه ديگري در برنداشت که البته اي کاش اين اتفاق نا مبارک رخ نمي داد چون عملا  با تلا ش کشورهاي غرب عضوNPT که تلا ش فراوان جهت محدود سازي کشور اسرائيل غاصب در به کاربردن تسليحات هسته اي داشت جز مشروعيت بخشي اين کشور پردرد سر غير عضو هيچ فايده اي ديگر نداشت به هر حال تلا ش  4 هفته اي کارشناسان هسته اي را در کارگروه هاي تخصصي نشست 2010 NPT را بايستي از اين جهت به فال نيک گرفت که همچنان به اين دغدغه بشري اهميت مي دهند تا نقاط ضعف اين معاهده را مورد بررسي قرار دهند.آفرينش«سياست هاي نفتي و چالش ها» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن مي‌خوانيد:بر کسي پوشيده نيست که نفت در طول حداقل نيم قرن اخير شاهرگ اصلي و حياتي اقتصاد ايران بوده است.شاهرگي که هر گونه تغيير و تحولي در آن تمام ساختارهاي جامعه را به شدت تحت تاثير خود قرار داده است.همين نقش باعث شده تا همواره نگاه ها به نفت  و تحولات جهاني آن مورد نظر بيشتر کارشناسان و شهروندان کشور باشد.در واقع با نگاهي به شرايط کشورمان در بازارهاي جهاني نفت و سازمان اوپک درمي يابيم امروزه چالش هاي افزون تري در راه صنعت نفت کشورمان و ديپلماسي نفتي کشور قرار دارد.چالش هايي که در صورت به کار بردن استراتژي ها و تاکتيک هاي اصولي در راه رفع آنها مي تواند وضعيت موجود کشورمان را در بازار جهاني نفت حفظ کرده و حتي با چشم اندازي به افزايش جايگاه کشور در بازار جهاني نظر افکند.در غير اين صورت و در واقع در صورت بکار نگرفتن اهرم ها و سياست ها و ديپلماسي فعالي از سوي کشور يعني تداوم فرصت سوزي هاي چند گانه روز به روز از اهميت نقش کشورمان در بازار جهاني نفت و اوپک کاسته خواهد شد.امري که در ميان مدت و بلند مدت به شدت منافع ملي کشور را تحت تاثير خود قرار داده و اقتصاد کشور را با چالش هاي افزون تري رو به رو خواهد کرد.آرمان«تحليلي برموضع اخير تهران – مسکو» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم افشار سليماني است كه در آن مي‌خوانيد:رئيس دولت دهم جمهوري اسلامي ايران، در جمع مردم کرمان با انتقاد از عملکرد روسيه در قبال ايران به نکات مهمي اشاره نمود که اهم آن به شرح ذيل مي‌باشد.1- ايران و روسيه دو همسايه هستند و البته به طور طبيعى ما با هم دوست هستيم و دو همسايه نمى‌توانند با هم دوست نباشنداما بايد گفت که اين رابطه دوستانه لوازمى دارد. اولين لوازم دوستى احترام متقابل است، احترام به کرامت متقابل است و اين حداقل انتظار ما از کشور دوست و همسايه است.2- امروز توضيح رفتار مدودف براى ملت ايران براى ما مشکل شده است. مردم (ايران) نمى‌دانند اين‌ها دوست ما هستند، در کنار ما هستند، با ما هستند يا اينکه دنبال چيز ديگرى هستند؟3- من اگر رئيس‌جمهور روسيه بودم در اظهارنظرها و تصميم‌گيرى‌ها درباره موضوعاتى که به ملت بزرگ و تمدن‌ساز ايران مربوط مى‌شود تأمل بيشترى مي‌کردم.4- همسايه ما در کنار کسانى قرار مى‌گيرد که 30 سال است با همه توان در برابر ملت ايران ايستاده‌اند، اميدوارم آنها توجه کنند و اصلاح کنند (رفتارشان را ) چرا که بيانيه تهران بالاترين فرصت است.5- اگر آنها قبلا مى‌گفتند غربى‌ها به ما فشار مى‌آورند ما نيز يک کار مهم کرديم و حرف بسيار مهمى را زديم. مى‌گويند ما تحت فشاريم خوب ما هم تحت فشاريم. ما نمى‌توانيم به حساب اينکه از سوى برخى‌ها تحت فشار هستيم عليه منافع روسيه اقدام کنيم.6- اميدوارم رهبران و مسئولان روسيه به اين کلام که از روى دلسوزى است توجه کنند و اصلاح کنند.(مواضع شان را )7- رهبران روسيه اجازه ندهند که ملت ايران آنها را در صف دشمنان تاريخى خود به حساب بياورند.  دنياي اقتصاد«اگر يونان پول ملي داشت» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبل‌عاملي است كه در آن مي‌خوانيد:با وجود گذشت چندين هفته از اعتراض‌ها و آتش گرفتن بانک مارفين در مرکز شهر آتن و تنها چند متر بالاتر از پارلمان ‌اين کشور، تپه‌اي از گل‌ها و يادبودهاي مردم براي کشته شدگان،بر در سوخته بانک خودنمايي مي‌کند و از همه‌اندوهناک‌تر عروسک‌ها و پيام‌هاي مردمي ‌است که براي کوچک‌ترين قرباني ‌اين حادثه، نوزادي که هنوز پا به جهان نگشوده بود، آورده‌اند. خشونت به کار رفته از سوي معترضان شايد آن‌چنان هم نبايد عجيب باشد، اعتراضي که بيشتر از سوي طبقات پايين و صرفا براي مطالبات اقتصادي مطرح مي‌شود از جنس اعتراض‌هاي جامعه مدني نيست و در نهايت پنجاه هزار نفر معترض، چهار کشته به جاي مي‌گذارند! اما حتي‌اين حادثه هم باعث نشده تا تظاهرات‌کنندگان دست از خواسته‌هاي خود بکشند. حزب کمونيستي KKE هم که قديمي‌ترين حزب يونان به شمار مي‌رود، از ‌اين نارضايتي‌ها استفاده مکفي برده است و تنها دو هفته بعد از حوادث خشونت بار، پرچم داس و چکش قرمز رنگ خود را در راهپيمايي آرام و بزرگي در مرکز شهر به اهتزاز درآورد تا به دولت حاکم نشان دهد، بحران اقتصادي هنوز مي‌تواند براي قدرت سياسي آنان خطرآفرين باشد.با ‌اين وجود دولت يونان، ‌اي بسا که نياز به ياري داشت و توانست اروپا را راضي کند؛ هر چند هنوز معلوم نيست که‌اين کمک‌ها بتواند چاره‌ساز شود. دولتي که حق نداشته بر مبناي پيمان ماستريخت بيش از 60 درصد توليد ناخالص داخلي‌اش بدهي و 3 درصد آن کسري بودجه بياورد، بدهي 1/115 و کسري 6/13 درصدي را به بار آورده است و شهروندان اروپايي که کشورهايشان تصميم به نجات يونان گرفتند، حق داشتند ناراضي باشند که در يک کلام آنها بايد کار کنند و يونانيان بايد بخورند. ليکن از نظر دولت يونان ‌اين همه داستان نيست.جهان صنعت«خوشا به حالت روستايي‌» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم حميدرضا طهماسبي‌پور است كه در آن مي‌خوانيد:براساس آمارهاي سازمان جهاني گردشگري و يونسکو، ايران به دليل برخورداري از جاذبه‌هاي مسافرتي مي‌توانست از نظر ورود گردشگر جزو 10 کشور اول دنيا باشد اما در عمل اين چنين نيست و در سال 1388 از بين 183 کشور رتبه 137 را کسب کرده است.چراکه در ايران تنها سال به سال و به مناسبت روز گردشگري به ياد توسعه گردشگري و توريسم مي‌افتيم و تنها جملات زيبايي را به سخن مي‌آوريم و از برنامه‌هاي گسترده توسعه زيرساخت‌ها در سال‌هاي بعد مي‌گوييم و هيچ‌گاه به اين نکته اشاره نمي‌کنيم که چرا ورودي گردشگري ايران در حال کاهش نسبت به گردشگر خروجي است!منابع مختلف آمارهاي متنوعي مي‌دهند و مسوولان هيچ‌گاه آمار دقيق و علمي گردشگران را اعلام نمي‌کنند و به زعم برخي کارشناسان اين حوزه، مسوولان شهر به شهر آمار‌ها را حساب مي‌کنند تا مجموع بازديد از شهر‌هاي توريستي ايران آمار ورودي گردشگر خارجي را در کل آمار بالا ببرد ولي آنچه با اين شرايط هم کسب مي‌شود سهم توريسم خارجي را در رشد اقتصادي کشور بسيار اندک نشان مي‌دهد.    بر اساس آمارها، رشد منفي 8/7 درصدي گردشگران ورودي در مقابل رشد مثبت 6/8 گردشگران خروجي از ايران (پايان نيمه اول سال 1388) باعث شده تفاوت رشد گردشگران ورودي و خروجي به تفاوت 5/15 درصدي نسبت به سال 1387 برسد و با وجود آنکه  بيش از 800 ميليارد دلار گردش مالي سالانه صنعت گردشگري در جهان وجود داشته ، سهم ما کمتر از 1/0 درصد اين ميزان است.   اقدامات مثبت مسوولان هرچند هميشه وجود داشته اما در عمل مشخص است که اين اقدامات هيچ‌گاه در شان جايگاه جهاني ايران نبوده است زيرا صنعت گردشگري در شهرهاي گوناگون ايران به دليل نبود زيرساخت‌هاي فراگير براي ورود گردشگران خارجي رشد چنداني نيافته و رقبايي کم‌استعداد‌تر (بخوانيد در ذات) چون ترکيه در 10 سال اخير ميزان گردشگران خود را به دو برابر رقم پيش از آن رسانده‌اند و ما…!پول«سهم فرزندان ما» عنوان سرمقالهِ روزنامه پول به قلم قربانعلي دري نجف‌آبادي است كه در آن مي‌خوانيد:سندچشم‌انداز حکم کرده است که دولت بايد نگاه به مقوله نفت و گاز را تغيير دهد تا درآمدهاي حاصل از آن به منابع و سرمايه‌هاي زاينده تبديل شود.آن چيزي كه اساسا موجب شد تشکيل صندوق توسعه ملي در دستور کار مجمع قرار گيرد، براساس واقعيتي بود كه در چند دهه گذشته بر اقتصاد ايران رفته و نحوه استفاده از درآمدهاي حاصل از ثروت ملي را به دغدغه‌اي دراقتصاد کشور تبديل کرده است. متاسفانه ما به‌رغم برخورداري از اين ثروت نتوانسته‌ايم مانند برخي كشورهاي موفق استفاده صحيح‌تري از درآمدها داشته باشيم. به تجربه کشورهاي مختلف که نگاه مي‌کنيم،مي بينيم اين کشورها توانسته‌اند با ذخيره درآمد نفتي خود پشتوانه قدرتمندي براي رشد و توسعه ايجاد کنند.حتي کشورهايي مثل كويت و عربستان توانسته‌اند با بخشي از درآمدهاي نفتي، سرمايه‌گذاري را رونق دهند و اقتصاد خود را به شکل قابل ملاحظه‌اي تقويت كنند. درمقابل کشورايران با تزريق درآمد نفت به اقتصاد و خرج کردن آن در هزينه‌هاي جاري به جاي آنكه رفاه را براي مردم به ارمغان بياورد، تورم و گراني را دامن زده است.نكته با اهميت اين است که ما گاهي فراموش مي‌کنيم که نفت و گاز ثروتي بين نسلي است وفقط به نسل كنوني تعلق ندارد و نسل‌هاي آينده هم در آن شريک هستند بنابراين ما اجازه نداريم اين ثروت بين نسلي را به درآمدهاي زيان‌زا براي اقتصاد تبديل کرده وآن را فقط براي همين نسل هزينه كنيم پس بايد تمهيداتي بينديشيم تا بخشي از اين ثروت به صورت پس‌اندازي براي فرزندان ما باقي بماند.