خرید لباس همه چیز تغییر بنیادین پیدا کرده، جز آموزش و پرورش

بعد از گذشت حدود سی سال از انقلاب دست و پنجه نرم کردن مسئولان و متولیان آموزش و پرورش با مشکلات نظام آموزشی کشور مقام معظم رهبری اصولی‌ترین نظریه را در رابطه با بر طرف کردن معضلات جدی آموزش و پرورش تدوین کرد و آن مسأله تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور بود، مبحثی که شاید بیراه نباشد اگر بگوییم که با عدم توجه و دقت نظر مسئولان در این حوزه مواجه شد.به گزارش «خبر آنلاین»، گرچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مهمترین اقداماتی، که انتظار می‌رفت مسئولان نظام آن را اجرایی کنند در گام نخست همان تحول در سیستم فرهنگی و آموزشی کشور بود. اما این اتفاق متأسفانه آن طور که شایسته نظام بود صورت نگرفت تا امروز که آموزش و پرورش هنوز دستخوش بحرانهای جدی در نظام آموزشی و نیز استانداردهای پرورشی است.ایران از جمله کشورهایی است که بعد از انقلاب نیاز بدان داشت تا نظام آموزشی‌اش تغییر کند و دگرگونی و تحولی که اساساً در ابعاد مختلف اعم از اجتماعی، اقتصادی و سیاسی صورت گرفت در این حوزه نیز بروز پیدا کند. بعد از گذشت حدود سی سال از انقلاب دست و پنجه نرم کردن مسئولان و متولیان آموزش و پرورش با مشکلات نظام آموزشی کشور مقام معظم رهبری اصولی‌ترین نظریه را در رابطه با بر طرف کردن معضلات جدی آموزش و پرورش تدوین کرد و آن مسأله تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور بود، مبحثی که شاید بیراه نباشد اگر بگوییم که با عدم توجه و دقت نظر مسئولان در این حوزه مواجه شد و یا به تعبیری دیگر اجرایی شدن آن نیاز به قدرتی فراتر از قدرت اجرایی قوه مجریه داشت. به هر حال هنوز آموزش و پرورش در ایران دستخوش تغییراتی غیر اصولی، سطحی و نامحسوس است که گویی تنها برای مدتی کوتاه به حل مسائل می‌پردازد و در این میان دانش آموزان تنها افراد متضرر از این نحوه مدیریت هستند. محمود فرشیدی وزیر سابق آموزش و پرورش در دولت نهم که در همان 2 سال در اختیار داشتن وزارت خود برای به تحقق پیوستن موضوع تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش گام‌های مؤثری برداشته معتقد است که لباسی که اکنون بر تن آموزش و پرورش است لباسی تنگ و نامناسب است و این شایسته انقلاب ما نیست.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به نظر می‌رسیداولین گام و شایسته‌ترین اقدام برای دستیابی به آینده‌ای پویا در نظام آموزشی تغییر و دگر گونی در نظام آموزشی باشد، اتفاقی که به نظر می‌رسد با تأخیر سی ساله هم اکنون هم مقدماتی برای اجرای آن انجام نگرفته است. این در حالی است که تحول بنیادین را تنها چاره این معضل می‌دانیم، اگر تحول بنیادین تنها راه حل است تعلل در اجرای آن وارد است؟به هرحال چه دیر و چه زود ضرورت تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش را احساس کردیم و این نشانه بلوغ و تعمیق در انقلاب اسلامی است. در رابطه با سؤال شما باید بگویم که اولین ماه‌های پیروزی انقلاب اسلامی اولین حرکات و اقدامات برای تغییر در ساختار سیاسی نظام انجام شد مسئولان وظیفه‌ای سنگین را به دوش داشتند و آن تغییر اصولی و اساسی در قانون اساسی بود ما در همان روزها مجلس خبرگان هم تشکیل دادیم و نهاد‌های جدیدی در قوای سه گانه ایجاد شد. اینها گام‌های مؤثر و لازمی بودند که شاید بتوان به جرات اظهار کرد که در همان روزهای آغازین انقلاب ایجاد این نهاد‌ها خود دلگرمی برای آحاد مردم به شمار می‌رفت. در گام بعدی هم تلاش بی‌وقفه برای حفظ استقلال در عرصه اقتصادی برای مسئولان مهم به شمار می‌رفت به هر حال ما شعار استقلال آزادی سر داده بودیم و می‌بایست برای باورهای انقلابی مان تلاش می‌کردیم.تحول بنیادینی که مد نظر مقام معظم رهبری است بیشتر جنبه محتوایی دارد یا ساختاری؟هدف از تحول بنیادین این است که ما محتوای برنامه‌های آموزش و بر نامه‌های پرورشی را دگرگون کنیم تا شاید به هدف مطلوب نائل آییم. دگرگونی که باید بر اساس زیر بنا و هدف روشن و مشخصی باشد که از معارف اسلامی ما الهام گرفته باشد و با مبانی اعتقادی ما هم تراز شود. خوب است که در ابتدا فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی را طراحی کنیم و آن را به تأیید عالی‌ترین مراجع و مقام نظام برسانیم و سپس براساس این فلسفه اقدامات بعدی را در زمینه تغییر و تحول انجام دهیم.در صورتی که چنین نباشد می‌توان بدون شک اظهار کرد که اقدامات به صورت شکلی و صوری و ساختاری است و محتوایی نیست. بهتر است اول محتوای مورد نظر بررسی شود و بعد به سرعت برای عملیاتی کردن و اجرایی کردن آن تصمیم گرفته شود. مانند تهیه یک لباس برای شخصی تا ندانیم آن انسان دارای چه شخصیتی است نمی‌توانیم برای ظاهر آن لباسی را خریداری نماییم. این نکته را می‌توان در این تصمیم‌گیری لحاظ کرد که به نظر من اصلاً لحاظ نشده است.پیش از این نیز مقام معظم رهبری درباره چگونگی انجام اقدامات زیر بنایی در آموزش و پرورش تاکید کرده بودند. در این میان ما با تغییر محتوایی کتابها و حتی ساختار آموزشی و آماده‌سازی معلمان رو به رو هستیم. به هر حال برای رسیدن به چنین تحول بنیادینی باید گام به گام جلو رفت و نمی‌توان این مسأله را در یک مرحله اجرایی کرد. امر تعلیم و تربیت امری پیچیده و دراز مدت است.ببینید به هر حال قطعاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تحولاتی در آموزش و پرورش به وجود آمد، بر مبنای اصول و قواعد اسلامی و ماهیت جمهوری اسلامی. این تغییرات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟شاید این جمله را بتوان به طور کلی بیان کرد، از آنجایی که انقلاب ما مبتنی بر فرهنگ اصیل دینی و اسلامی بود نا خود آگاه اثرات عمیق فرهنگی خود را بر ساختار کل وزارتخانه‌ها اعم از وزارت آموزش و پرورش گذاشت. گرچه بسیار تلاش شد تا همین اصول فرهنگی از ساختار نظام ما حذف شود. اما خوشبختانه این مسأله ریشه‌ای عمیق‌تر به خود گرفت. اما در نگاه کلی‌تر باید بگویم که نه تنها کشور ما بلکه دیگر کشورهای جهان هم ساختار آموزش و پرورش خود را از الگوهای غربی برداشت کرد ه‌اند. ما نه تنها قبل از پیروزی انقلاب از این الگو کپی برداری کرده‌ایم بعد از پیروزی انقلاب هم دگرگونی عمیق و بنیادینی را در این رابطه طراحی نکردیم. ما در اصل وصله پینه انجام دادیم و الان دیگر آموزش و پرورش ما را نمی‌توان با وصله پینه سر پا نگه داشت باید این ساختار نخ نما تغییر کند باید نو شودبرای نو شدن این ساختار چه چهار چوبی مد نظر مقام معظم رهبری است و چند سال برای رسیدن به این ایده زمان لازم است؟به سادگی ممکن نیست و ما با پیچیدگی در این عرصه روبه‌رو هستیم. آموزش و پرورش در تمام دوران عرصه‌ای دیر بازده بوده است. ما نمی‌توانیم که این ساختار 2 ساله و یا 4 ساله تغییر دهیم. در این راستا باید چند گام اساسی باید برداشت. گام اول آنکه تدوین و تبیین را با چهار چوب تعلیم و تربیت اسلامی بیان کنیم و کاری کنیم که نظریه مقام معظم رهبری در این راستا عملی شود یعنی الگویی طراحی کنیم متناسب با فطرت ناب انسان و ابعاد مختلف انسانی را در این رابطه لحاظ کنیم. من به زمانی فکر می‌کنم که ما در ایران الگوی را باید تبیین کنیم که برای دیگر کشورها صادر کنیم. مگر نه اینکه ایران می‌خواهد فرهنگ خود را صادر کند؟ این بهترین راه است. این پروسه هم اگر قرار باشد که اصولی باشد باید بیش از ده سال بر روی آن کار شود. ما در گذشته تغییراتی چون ایجاد نظام جدید و مطرح کردن مباحثی چون حذف دوره راهنمایی را هم داشتیم اما هیچ کدام دردی از این ساختار درمان نمی‌کرد. هر دانش آموزی که وارد این ساختار می‌شود بعد از 12 سال نتیجه آن را می‌توان مشاهده کرد. باید حرکتی مصوب، مدون و مدون را طراحی کنیم.اگر فرض کنیم که کمیته‌ای از کارشناسان و صاحبنظران هم تشکیل شود تا برای تحول بنیادین چهار چوبی را تدوین کنند. این تحول را چگونه باید اجرایی کرد؟ با توجه به اینکه هر چهار سال یک بار وزیر آموزش و پرورش تغییر می‌کند و هر کدام از این وزرا هم خود در ساختار مدیریتی تغییراتی می‌دهند.من بارها گفته‌ام که آموزش و پرورش را باید تحت نظارت مقام معظم رهبری اداره کرد و تغییرات در قوه مجریه نباید مانعی باشد برای یک تحول اساسی در آموزش و پرورش. باید کاری کرد که این روند دستخوش تغییر نشود و هر کسی یک کار کند و بگوید این یک تحول بنیادین است. تحول بنیادین ضد رکود و سکون است.فکر می‌کنم موضوع تحول بنیادین فقط در زمان وزارت شما مطرح شد و در حال حاضر در مباحث دیگری در آموزش و پرورش مطرح است.بله در دوران ما پیش نویسی تهیه شد تا حرکتی عمیق و زیر بنایی مطابق با الگویی که مقام معظم رهبری دادند انجام شود. مانند سند چشم‌انداز که که در نهایت هم به تأیید رهبری رسید. اما به هر حال همان اقداماتی را هم که ما انجام داده بودیم استمرار پیدا نکرد و همان زحمات هم متأسفانه به هدر رفت. این پیشنهاد رهبر برای آن است که راه و هدف اصلی گم نشود و این که بیرون از آموزش و پرورش نمی‌توان برای آموزش و پرورش کاری انجام داد. . بهتر است در اینجا یادآور شوم که برای هر تغییرو تحولی در آمورش و پرورش باید فلسفه‌ای روشن را در ذهن داشت و کارها را به صورت تدریجی و دراز مدت انجام داد. باید بدانیم که در این امر حق حدس و خطا نداریم و هر گونه تغییری را باید از پایه انجام دهیم.آقای فرشیدی همانطور که می‌دانید یکی از معضلات پیچیده و حل نشدنی آموزش و پرورش طی این سالها مبحث استخدام بوده است. در راه کارهایی که در مبحث تحول بنیادین آمده، استخدام چه جایگاهی دارد و در حال حاضر استخدام در آموزش و پرورش چرا دچار بحران شده است.در این رابطه باید بگویم که ما هنوز رویکرد شفاف، بنیادین و راهبردی نسبت به این مسأله نداریم این در حالی است که من معتقد هستم که باید در این راستا با توجه به توضیحات رهبری راهکارها را هر چه زود‌تر عملیاتی نماییم. باید در این راستا اهداف بلند مدتی را تبیین کرد.استخدام در آموزش و پرورش فعلی ما مبحثی اقتصادی است و اهمیت فرهنگی و انسان‌سازی خود را از دست داده است. همواره در همه ادوار آموزش و پرورش را به عنوان دستگاه خدماتی شناخته ایم.دستگاهی که درآمد زا نیست و تنها خدمات ارائه می‌دهد و فکر نمی‌کنیم که چه خدمتی مهم‌تر از انسان سازی. برای همین است که همیشه کمترین بودجه‌ها صرف این وزارت خانه می‌شود البته به اشتباه.شما در نظر داشته باشید معلمی بهترین شغل است و احادیث و سخنان بسیاری از بزرگان در این رابطه نقل شده است. اما به خاطر کمبود بودجه یا بهتر بگوییم حقوق کارکنان آن هیچ نیروی نخبه‌ای حاضر به استخدام در این وزارتخانه نیست. یک اتفاق ناخوشایند دیگری هم که در خصوص استخدام افتاده است که من معتقدم اتفاق خطرناکی در این حوزه است آن است که آموزش و پرورش از تربیت نیرو دست کشید در حالی که مراکز تربیت معلم در این خصوص بی‌نظیر بودند. که امروزه از خدمات این دانشگاه بی‌بهره هستیم.ما این روزها با مشکل ازدیاد نیرو در آموزش و پرورش مواجه هستیم و وضعیت نابسامان استخدام هزاران معلم حق التدریس که هم اکنون بلاتکلیف هستند.به نظر من هر فردی شایسته معلم شدن نیست. با آنکه آموزش و پرورش با نیروهای زیادی مواجه هست که استخدام نشده‌اند و به همین منظور مشکلاتی هم برای این وزارتخانه به وجود آمده، اما باز هم معتقدم که این وزارتخانه هنوز کمبود نیروهای نخبه و متخصص دارد و معلمین واقعی. به نظر شما نیروهای حق التدریس معلمین واقعی نیستند؟شاید این برداشت از حرفهای من صحیح نباشد. بگذارید برای شما توضیح دهم. وقتی می‌آییم و افرادی برای به عنوان معلمان فوق برنامه و یا کمک مربی و معلم در مدارس به کار می‌گیریم، یعنی کمبود نیرو داریم. این در حالی است که نمی‌توان از این نیروها به عنوان نیروهای متخصص و معلمین واقعی یاد کرد. این افراد بعد از چند سال کار کردن طبیعتا برای خود حق و حقوقی را در نظر می‌گیرند که البته باید باشد و مجلسی‌ها در صدد احقاق حق ایشان برآمدند. این افراد همان حق التدریسی‌هایی هستند که در مورد استخدام آنها حرفهای زیادی می‌شنویم.این به نظر منطقی نیست که سرنوشت و تربیت دانش آموزان را به دست کسانی بدهیم که در حوزه تعلیم و تربیت تخصصی ندارند. آیا می‌توان معلم را به شیوه آماتوری تربیت کرد و تجربه سر کلاس بودن کافی است؟آموزش و پرورش دچار کمبود نیرو شد نه خود توانست آن را تربیت کند و نه توانست نخبگان را به دلیل کمبود بودجه جذب کند. مسئولان هم خواستند تا کلاس خالی نماند از این نیروها به کار گرفتند و نهایتاً این نیرو‌ها با اعتراض و حمایت نمایندگان مجلس به این ساختار جذب می‌شوند و در بعد اجرایی هم نقطه آغازین تحول بنیادین معلمان هستند. باید معلمان را تحول طلب تربیت کنیم و مانند یک جریان شفاف وارد آموزش و پرورش نماییم. مانند مهندسان و افسران جوان و حتی پزشکان که هر وزارتخانه و نیروهای مسلح برای خود تربیت می‌کنند در آموزش و پرورش هم باید همین راه کار عملیاتی می‌شد. از طرفی دیگر باید از قبل پیش‌بینی می‌کردیم که این وزارتخانه سالی 40 هزار بازنشسته دارد و باید به جای این افراد نیرو به کار گرفته شود. مجلس در دوره اصلاحات مصوبه‌ای داشت که نیروهای حق التدریسی به همین دلایل که عنوان شد جذب نشوند. اما به دلیل تغییرات بی‌پایه زود هنگام که در وزارتخانه‌ها انجام می‌شود. این مصوبه را جدی نگرفتند.در دوره وزارت شما قضیه دانشگاه پیامبر اعظم مطرح شد، این راه کار مناسب نیست؟ما به دنبال راه کاری بودیم برای اینکه در سال‌های آینده دچار بحران نشویم. دانشگاه پیامبر اعظم را در دوره من مطرح شد که با مجوز وزارت علوم تحت نظارت آموزش و پرورش وظیفه سنگین تربیت معلم را بر عهده داشته باشد.آموزش و پرورش وزارتخانه‌ای است برای ارائه خدمات و مردم توقع دارند که دولت بدون کاستی این خدمات را ارائه دهند.مسأله مشارکت مالی مردم در آموزش و پرورش از مباحثی بود که تقریباً آحاد مردم با آن مشکل داشتند، مدتی با ایجاد مدارس غیر دولتی، مدتی مدارس نمونه مردمی و بعد هم مدارس غیر انتفاعی. اما در نهایت مسأله مدارس هیأت امنایی بلا تکلیف باقی ماند. در این رابطه توضیح دهید.یک سال به یاد می‌آورم که امام رحمه الله علیه به مردم در روز عید فطر یک عیدی دادند و آن اینکه مردم می‌توانند از این پس در اداره مدارس مشارکت داشته باشند. در این خصوص باید بگویم که برای افزایش مشارکت در عرصه فرهنگی باید انگیزه فرهنگی وجود داشته باشد نه اقتصادی و اگر قرار است افرادی به اداره مدارس کمک کنند باید انگیزه آنها فرهنگی باشد. باید افرادی باشند که به نسل آینده فکر کنند و این اقدام دغدغه ذهنی آنها باشد. من معتقد هستم که برای ایجاد مدارس هیأت امنایی و حتی غیر انتفاعی باید بودجه به کسانی داده شود که عشق و دلسوزی نسبت به این کار داشته باشند. افرادی که در این راه زحمت کشیده باشند و برای ترویج فرهنگ تجربه به‌دست آورده باشند. ما در این رابطه تلاش خود را کردیم تا مدارس هیأت امنایی شکل بگیرند وحتی هیأت امنای مساجد بیایند و ورود پیدا کنند برای فعالیت در عرصه فرهنگی. اما اگر دقت کرده باشید ما در ایجاد مدارس غیر دولتی موفقیت پیدا نکردیم. چندی پیش بحث واگذاری مدارس به حوزه علمیه مطرح بود و سؤالات بسیاری در اذهان به وجود آمده که چرا مدارس باید به حوزه علمیه واگذار شوند و شما هم مبحث هیأت امنایی بودن را به مساجد ربط می‌دهید. گرچه هر دو هم مساجد و هم حوزه مکانهایی برای تربیت انسان و تعالی انسان هستند. آیا در حیطه علم آموزی هم می‌توانند دخیل شوند؟ببینید در حال حاضر هر ارگانی برای خود مدرسه‌ای را اداره می‌کند. ما مدارس سماء داریم که متعلق به دانشگاه آزاد است، مدارس سازمان انرژی اتمی، مدارس عالی شهید مطهری، مدارس سازمان تبلیغات اسلامی حتی کارخانه جات و هنرستانها. حوزه علمیه هم می‌توانست یکی از این ارگانها و نهادها باشد آیا نمی‌توانست؟ در حوزه علمیه کاملا می‌توان به فضای تربیتی اعتماد داشت. من معتقدم این اقدام باری از روی دوش آموزش و پرورش بر می‌دارد اما قرار به واگذاری مدارس نداشتیم. این خبر درست نبوده است. می‌توان در غالب یک الگو بیاییم و از همه نهاد‌ها مانند بانک‌ها و وزارتخانه‌ها بخواهیم که مدرسه ایجاد کنند این اقدام می‌تواند انگیزه ملی و فرهنگی ایجاد کند و در نهایت شاهد کمبود مدرسه در کشور نخواهیم بود. در همین الگو می‌توان مدارس عام المنفعه را داریم. اما معمولاً افراد ترجیح می‌دهند که با گرفتن مجوز مدارس غیر انتفاعی را در شمال شهر تأسیس کنند. همانگونه که گفتم باید نگاه فرهنگی باشد نه اقتصادی اما هیچ گاه این اتفاق نیافتاد.چرا تحول بنیادین ایرادات آموزش و پرورش ما کجاست؟متأسفانه دشمن در همان روزهای نخست بعد از انقلاب مهلک‌ترین ضربه را به ما زد و می‌دانست که ضربه را باید از کجا وارد کند. ما در آن روزها رجایی، باهنر، بهشتی و مطهری‌ها را از دست دادیم افرادی به معنای واقعی کلمه معلم که برای نظام آموزش وپرورش ما نقش گنجینه داشتند. در چنین شرایطی که انقلاب ما این افراد را ازدست می‌دهد. چگونه می‌توان به سرعت صاحبنظرانی را تربیت کرد و یا برای نظام آموزش وپرورش به کار گرفت. همین رخدادها سبب شد تا ساختار آموزش و پرورش با همان شاکله و کمی تغییر در محتوای کتابهای درسی به کار خود ادامه داد. هنوز هم این نظام ایراداتی دارد و کاستی‌هایی. نگاه کلان به این موضوع و حقیقت نشان می‌دهد که انتظاراتمان با شاخصه‌های نظام اسلامی هماهنگ است اما در این ساختار کمابیش مشاهده می‌شود. آرزو داریم که این مسأله تحقق پیدا کند که آموزش و پرورش را با ایده‌های اسلامی تبیین و هدایت کنیم. در حال حاضر ما هم کاستی‌های فرهنگی داریم و هم کاستی‌های اقتصادی. ما در این سالها نیروهای کار آفرین تربیت نکردیم و تعداد هنرستانهای ما محدود است. در حوزه فرهنگ نظام آموزش و پرورش حافظه پرور شد نه خلاق پرور. ما دانش آموزانی وابسته به کتاب تربیت کردیم نه آموزش علم از راه عمل. در این راستا تجهیزات و آزمایشگاه‌های مناسبی هم در اختیار نداشتیم. یکی دیگر از ایراداتی که به این ساختار وارد است آن است که دانش آموزی را که تربیت می‌کنیم که نمی‌تواند در همه ابعاد صاحبنظر باشد و دانش آموز تک بعدی تربیت می‌شود منبع: خبر آنلاین